آسمون خاکستری

عطر!

آه ... چقدر زجرم می دهد

این عطری که اطراف من می چرخد!

تمام خاطرات مثل تورّق یک کتاب

پیش رویم است

نه ... مثل تئاتر

مثل شعر ... مثل کارتونهای کودکی

همه اش کارِ این عطر است

زجرم می دهد این عطر

یک نفر بیاید و مرا از این عطر جدا کند

من خاطراتم را نمی خواهم!