X
تبلیغات
رایتل

آسمون خاکستری

آن صاعقه...

آسمون خاکستری

قرار من!

به راهی که رفته ای، مانده است

چشم هایم

نیلی ، عجیب ، خاکستری...

ابرها بغض کرده اند

چه صاعقه ای بود به زندگی طوفانی ام

آن صاعقه انگار نگاهت بود

که یادت را در خاطرم، رنگین کرد

تو از این تلاطم هایِل، خبر داری؟

از این تلاطم بی پایان؟

بغض ابرها در گلوست

نیلی ، عجیب ، خاکستری...

اکنون پس از سالها آیا

شور عشق را به سر داری هنوز؟

آسمان طاقت ندارد، می بارد

ابرها خاکستری می مانند

ابرها قول داده اند

زندگی ام نیلی می شود باز!