خانه عناوین مطالب تماس با من

آسمون خاکستری

آسمون خاکستری

درباره من

جوانمرد چون دریاست و بخیل چون جوی دُر از دریا جوی نه از جوی ادامه...

روزانه‌ها

همه
  • غزلیات ناب سعدی

پیوندها

  • آواز باران شنیدنیست گوش کن
  • حرفایی از سر دلتنگی
  • آن سوی سکوت
  • جایی برای بودن
  • اتانازی1981
  • خاطره کویر
  • دلشدگان
  • آواز باران
  • تشرنامه
  • موج

دسته‌ها

  • اشعار 65
  • گفتگوی خیالی 8
  • کتابهای مورد علاقه ام 7
  • یادداشت مهم 15

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • صبح فردا!
  • شاید...
  • خو کرده به تنهایی
  • حسین علیه السلام
  • چشمهای من٬ چشمهای تو!
  • غدیر
  • طلوع
  • در شیشه ای
  • آموزگارما:طبیعت
  • قانون!
  • اصل عشق
  • باران ایران...!
  • دریایی
  • اینجا...
  • انتقام

بایگانی

  • بهمن 1387 3
  • دی 1387 2
  • آذر 1387 4
  • آبان 1387 3
  • مهر 1387 5
  • شهریور 1387 4
  • مرداد 1387 2
  • تیر 1387 2
  • خرداد 1387 1
  • اردیبهشت 1387 2
  • فروردین 1387 2
  • اسفند 1386 2
  • بهمن 1386 2
  • دی 1386 2
  • آذر 1386 2
  • آبان 1386 2
  • مهر 1386 2
  • شهریور 1386 4
  • مرداد 1386 2
  • تیر 1386 5
  • خرداد 1386 6
  • اردیبهشت 1386 4
  • فروردین 1386 3
  • اسفند 1385 4
  • بهمن 1385 6
  • دی 1385 5
  • آذر 1385 6
  • آبان 1385 8

آمار : 185671 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • قلب من پنج‌شنبه 18 آبان 1385 00:41
    افتخار کن که با اینهمه سنگدلی اینگونه در قلب من جاودانه ای قلبی که پایبند «هیچ» است بجز تو! *مریم* پی نوشت۱: همراهان٬ اون نوشته هایی که نویسنده اش رو نمی نویسم٬ خب معلومه مال منه. بهر حال از این به بعد اسم خودمو میندازم پای شعرها و نوشته هام تا به قول شما سرقت ادبی نشه! چشم. پی نوشت۲: میشه آدمهای خوب هم٬ بد بشن؟ خب...
  • باورم نیست... یکشنبه 14 آبان 1385 10:46
    خیال توست که دل از من گرفته است من کنار جاده های تنهایی ام بودم و عمری با آن جاده های سوت و کور خو گرفته بودم آمدی چه طوفانی به پا کردی حالا اینجا آسما نها همه خاکستری روزها همه خاکستری اشک ها همه خاکستری یادم هست روزی برایم نوشتی ... از دو بال یک پرنده باور می کنی؟ از وقتی که گفتی باورم کن تو را باور کردم اما هرگز...
  • هم صحبتی با شما چهارشنبه 10 آبان 1385 17:04
    سلام همراهان من بعد از مدت ها لازم دیدم یه صحبت کوچولویی باهاتون داشته باشم. ضمن اینکه بعد از تولدم اولین صحبت هام توی وبلاگمه. اول از همه ی مهربون هایی که لطف کردن و تولدمو تبریک گفتن واقعاً سپاسگزارم. الان که چند روزه 21 سالم شده از اون شیطنت ها و لوس بازی ها کم نشده. در هر صورت سالی که گذشت برای من پر از فراز و...
  • تولد من جمعه 5 آبان 1385 08:42
    روز خوبیه. نه عزیزم؟ -همه ی روزا خوب اند اگه خودمون خرابش نکنیم. عزیزم. ولی امروز یه فرقی داره انگار. -آره. انگار یه کم سردتره. من لحظه به لحظه ی پاییز رو عاشقانه دوست دارم. هیچ چیز نمیتونه مانع این حس قشنگ بشه. نه. هیچ چیز نمیتونه...مثل حسی که به من داری عزیزم؟! -تو همیشه منو باور داری. اینجا چیزی نیست که به اندازه ی...
  • از نگاهی دیگر دوشنبه 1 آبان 1385 17:17
    رمان ماندگار «وودرینگ هایتز» یا «بلندی های بادخیز» اثر امیلی جین برونته امیلی برونته در سال 1818 متولد شد و تنها رمان ماندگارش را در سال 1847 با «نام وودرینگ هایتز» -که بعدها با نام «عشق هرگز نمی میرد» نیز انشار یافته- به اتمام رساند. او تمام نیرو و توانایی تخیل خانواده ی برونته را یکجا در این رمان جمع کرده است....
  • 95
  • 1
  • 2
  • 3
  • صفحه 4